12.00
یاد گرفتم:
1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.
2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند .
3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار
خواهد بود .
4.با کودک بحث نکنم چون مرا با دانش خویش می سنجد و هم سطح خویش میپندارد
لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه
1389/07/22ساعت 19:26 توسط :: بهار ::
سلامت
آموزش
برابری
حمایت
حق همه کودکان است
بیایید انسانیت را گسترش دهیم
زوج های محترم که قصد بچه دار شدن را دارید خواهشآ از بچه برای بهبود زندگی استفاده نکنید
لطفا حق و حقوق کودک را محترم بشمارید
لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه
1389/07/22ساعت 17:25 توسط :: بهار ::
کسانی بیشتر زنده می مانند که با محیط بهترین
و بیشترین سازگاری را دارند.
داروین
لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه
1389/07/22ساعت 17:1 توسط :: بهار ::
علایم افسردگی
- خلق افسرده مانند احساس غمگینی ، درماندگی و احساس پوچی و همچنین گریه کردن بیمورد
- کاهش قابل ملاحظه علاقه نسبت به تمام فعالیتها یا فقدان احساس لذت
- کاهش یا افزایش اشتها
- بیخوابی یا پرخوابی که نوع بیخوابی شایعتر است.
- کندی روانی - حرکتی
- کاهش یا افزایش میل جنسی که کاهش آن شایعتر است.
- خستگی یا فقدان انرژی
- احساس بیارزشی یا گناه بیجا
- کاهش تمرکز و بدنبال آن کاهش قدرت تفکر و تصمیم گیری
- افکار خودکشی تکرار شونده
اگر فردی 5 یا بیشتر علایم ذکر
شده را به مدت 2 هفته مداوم داشته باشد بیمار افسرده است و باید به
روانپزشک مراجعه کند. البته باید حداقل یکی از 2 معیار خلق افسرده و از
دست دادن لذت را داشته باشد و علایم ناشی از تاثیر مستقیم یک ماده (داروی
تجویزی یا مورد سو مصرف) و یا نوعی بیماری جسمی مثل کمکاری تیروئید نباشد.
- بعضی مواقع و بخصوص در فرهنگ ما ، افسردگی با تابلوی فیزیکی بصورت علایم سوماتیک (شکایتهای جسمانی و دردهای متحرک) مراجعه میکنند. علایم سوماتیک شامل مشکلات شکمی ، سوء هاضمه ، نفخ ، کاهش اشتها ، تپش قلب ، احساس ناراحتی در قفسه سینه ، سردرد ، درد گردن ، درد پشت و شانهها میباشد.
علل افسردگی
افسردگی حاصل واکنش بین وقایع پراسترس زندگی و عوامل ژنتیکی و
تجربیات دوران کودکی میباشد. خطر ابتلا به افسردگی در بستگان درجه اول
بیمار مبتلا به افسردگی شدید نسبت به بقیه افراد بیشتر میباشد.
عوامل مساعد کننده افسردگی عوامل ژنتیکی ، نوع شخصیت فرد ، عوامل
محیطی و بیماریهای جسمانی و معلولیت جسمانی میباشد و عوامل تسریع کننده
آن غالبا وقایع پراسترس زندگی میباشد.
فرآیندهای بیوشیمیایی واسط
شواهد روز افزونی از اختلالات بیوشیمیایی در میان بیماران افسرده
وجود دارد که ماهیت دقیق آنها هنوز مشخص نیست، قویترین یافته به نفع وجود
نوعی اختلال در عملکرد سروتونین مغز میباشد و بررسیها نشان داده که
در مایع مغزی- نخاعی بیماران افسرده غلظت متابولیت اصلی سروتونین پایین میباشد. بر همین اساس بیشتر
داروهای ضد افسردگی با اثر بر این روند ، تاثیر میکنند. همچنین سطح کورتیزول خون در نیمی از بیماران افسرده بالا میباشد.
درمان
روان درمانی
افسردگی اگر خفیف باشد و به ویژه واکنشی نسبت به وقایع پراسترس زندگی
باشد ممکن است نیاز به درمان با داروهای ضد افسردگی نداشته باشد و موارد
خفیف را میتوان با استفاده از روشهای روان درمانی ، حمایتهای اجتماعی و
حل مسئله درمان کرد. برای درمان روان شناختی نباید با گذشته بیمار مبارزه
کرد و یا بیش از حد به گذشته پرداخت، زیرا خلق او را بیشتر سرکوب میکند.
در مورد داغدیدگی و از این قبیل مسائل ، بیمار را باید تشویق کرد که
در مورد احساسات خود با دیگران صحبت کند و مشکلات خود را با دیگران در
میان بگذارد. و عوامل آزار دهنده اطراف خود را تغییر دهد. بیمار افسرده را
باید تشویق کرد که از گوشه گیری پرهیز کرده و فعالیتهای اجتماعی مناسبی
داشته باشد ولی نباید او را به فعالیتهای وادار کرد که به علت تمرکز ضعیف
یا کندی ، احتمال شکست خوردگی در آنها وجود دارد.
یکی از راههای روان درمانی دیگر تشویق کردن بیمار برای انجام کارهای
فیزیکی از جمله ورزش و استحمام روزانه و مرتب کردن ظاهر و پوشیدن لباسهای
مرتب و ... است.
دانشنامه
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه
1389/06/17ساعت 19:33 توسط :: بهار ::
فرويد پدر روانشناسی مدرن
و يکی از اثر گذارترين شخصيتهای قرن بيستم بوده. او در يک خانواده يهودی
در اطريش به دنيا آمد و از کودکی نبوغ خودش را نشان داد. در دهه ۳۰
ميلادی تحت فشار نازيسم مجبور شد از اطريش بگريزد و به فرانسه و در
نهايت به انگليس پناهنده شود ولی در انگليس عمر زيادی نکرد و در اثر سرطان
دهان (ناشی از مصرف بیرويه سيگار) مرد.
يکی از جنجالیترين نظرات فرويد (که در واقع براساس خاطرات
کودکی خودش شکل گرفته بود) اين بود که نياز جنسی محرک اصلی بسياری
از فعاليتهای بشری است. او حتی رابطه فرزند و والدين را نيز بر همين اساس
تعبير میکرد زيرا بخاطر میآورد که در کودکی نسبت به مادرش تمايل جنسی
داشته است. فرويد معتقد بود که به همين دليل معمولا پدران رابطه بهتری با
دخترانشان و مادران رابطه بهتری با پسرانشان دارند. به دليل مشابهی او
معتقد بود که پسرها از پدرشان متنفرند و در سر توطئه قتل او را ميچينند.
او معتقد بود که در دورهای از تاريخ اين فقط يک توطئه نبوده بلکه پسران
واقعا پدر را ميکشتند و سپس جسد پدر را در يک مراسم خاص خورده و زنان او
را تصاحب میکردند. فرويد معتقد بود که پسران پس از کشتن پدر و برای زنده
نگهداشتن ياد او مراسمی برگزار میکردند که به مرور زمان از دل اين مراسم
مفاهيم دينی و تئوری خدا شکل گرفت.
نظرات فرويد در مورد زنان نيز به شدت جنجال برانگيز بود.
اگرچه او جزو پيشروان آزادی و تحصيلات برای زنان بود٬ اکثر فمينيستهای
معتقدند که نظرات فرويد جنبش زنان را نيم قرن به تاخير انداخت. فرويد
معتقد بود که دختران از کودکی نسبت به پسران دچار احساس حسادت میشوند و
احساس میکنند که يکی از اعضای بدنشان را از دست دادهاند. اصطلاح Penis
Envy برای اولين بار در کارهای فرويد ظاهر شد. او معتقد بود که تلاشهای
زنان برای بازگشت به جامعه و يا در دست گرفتن کارهايی که مردان انجام
میدهند يک شورش عليه اين عقده فروخورده است. Firestone فمينيست معروف
کانادائی معتقد است که نظرات فرويد در مورد زنان کاملا صحيح است ولی بايد
هرجا که فرويد نوشته Penis اين کلمه را با Power عوض کنيم!
نظرات غير معمول فرويد برايش دشمنان زيادی تراشيد. بزرگترين
انتقادی که از فرويد میشد (و میشود) اين بوده که در اکثر مقالات علمیاش
با استناد به يک يا دو مورد نتايج کلی صادر کرده است. به عنوان مثال تنفر
از پدر و آرزوی جايگزينی او برای تصاحب مادر يک تجربه به شدت شخصی
زيگمويند و يکی از بيماران خوردسالش (Little Hans) بود. (در حدود ۴۰
سالگی٬ زيگموند در اثر شدت تنفر از پدرش٬ خودش دست به رواندرمانی خودش
زد).
اولين تئوریهای تعبير خواب و ارتباط خواب با ذهن غيرفعال
نيز توسط فرويد مطرح شد. طبق نظرات فرويد اگر شما موقع خوابيدن گشنه
باشید٬ احتمالا خواب غذا خوردن میبينید. يا اگر مرتب خواب میبينيد که
کلاه برسر داريد احتمالا دليلش اينست که نگران از دست دادن موهايتان
هستيد. روشهای فرويد در تعبير خواب کماکان استفاده میشود.
بسياری از نظريات فرويد امروزه رد شده و يا با نظرات
کاملتری جايگزين شده٬ با اين وجود دوست و دشمن معترف نبوغ او بوده و
هستند. بسياری از روشهای او در روانشناسی (بالينی) کماکان استفاده ميشود
و علم روانشناسی مديون انقلابی است که او آغازگر آن بوده.
و بلاخره اينکه فرويد معتقد بود که نه فقط افراد که جوامع را
هم میتوان و باید روانشناسی کرد (فکر کنم اگر جامعه امروز ما را میديد
يک تئوری جنجالی از روش در میآورد!)
منبع:بیندیش
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه
1389/04/21ساعت 0:16 توسط :: بهار ::
12.00
به ارزش های درونی
خود پی ببرید
زمانی که
آبراهام لینکلن رئیس جمهور آمریکا شنید که
وزیر دفاعش به او فحش داده و در مقابل جمعی او را یک میمون احمق خوانده است بدون
آنکه عصبانی شود با خنده ایی پاسخ داد : من وزیر دفاعم را میشناسم او یکی از
عالیترین وزیران این کشور است .
در اصل هیچ فردی
نمیتوانست لینکلن را عصبانی سازد و شخصیت او را لکه دار کند. او از کسانی بود که
از قدرت درونی خود آگاه بود و این را هم میدانست که هیچ فردی قادر نیست این خصوصیت
را از وی بگیرد مگر اینکه خودش آن را بخواهد.
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه
1389/04/20ساعت 23:13 توسط :: بهار ::
افسردگی Depression
خلقم
تنگه ، دست و دلم بکار نمی ره ، زود خسته می شم ، حوصله کسی را ندارم ، از
چیزی لذت نمی برم ، شبا خوابم نمی بره ، فکرم مشغوله ، مغزم خسته است ،
فراموشکار شده ام ، اشتها ندارم و دلم چیزی نمی خواد ، نمی دونم برای چی
زنده ام ، بهونه ای ندارم . اینها گفته های یک بیمار بود که با من مشاوره
می کرد .
حدودا
20 درصد مردم دنیا ولو برای یک دوره چند روزه به نوعی دچار افسردگی بوده
اند و آنرا تجربه کرده اند . کم حوصلگی ، زودرنجی ، عدم تمرکز فکری ، رخوت
و سستی ، خستگی زودرس ، عصبانیت ، حوادث زیاد ، روزمره گی ، دل مشغولی ،
احساس شکست ، احساس درماندگی و ناامیدی ، احساس تنهائی ، غمگینی ، افکار
خودکشی همه به نوعی بیانگر مشکل افسردگی است .
افسردگی
تغییر خلق در جهت غمگینی است که متناسب با تغییر خلق محتوای اندیشه ، طرز
رفتار و کیفیت واکنش ها هم اندوهبار می شود . افسردگی کاهش یافتن نیرو و
فعالیت جسمانی و روانی بسبب آزردگی است . افسردگی با تغییر خلق شروع شده و
بصورت مداوم با احساس غم و اندوه برای روزها و هفته ها و ماهها ادامه می
یابد .
علایم افسردگی :
افسردگی
با علایم اختلال در خواب بصورت خواب سبک و بیدار شدن مکرر ، اختلال در خلق
بصورت غمگینی و اندوهگینی ، احساس دلسردی ، بیحالی ، ناخوشحالی ، بیهودگی
، پوچی ، بی ثمری ، گریستن ، گاهی توام با اضطراب ، گاهی اختلال در فکر
بصورت رکود فکری ، افکار گوناگون ، مرتب ذهن مشغول بودن ، رها بودن ذهن و
مشکل در تمرکز ، شالوده فکر ها غم و اندوه ، مردن ، و ...سخت تلقی کردن
کارهای روزمره زندگی ، تغییر در هیجانات و احساس و عواطف بصورت تمایل
هماهنگ با افکار و خلق افسرده ، هیچ موضوعی علایق و تمایلات شخص را تحریک
نمی کند ، سوژه هائی مثل دوستی ، دوست داشتن ، عشق ، و نیاز معنی ندارد ،
و جای آنها را بی میلی ، بی تفاوتی ، دلسردی ، بیحوصلگی گرفته . کاهش میل
جنسی ، اختلال در وضع ظاهر بصورت ظاهر خموده ، و ناخوشحال ، اختلالات جسمی
بصورت بی اشتهائی ، یبوست ، سردرد و فشار در سر ، خستگی ، خشکی دهان ،
اختلال در قاعدگی ، اختلال خواب بصورت بیخوابی یا پر خوابی ، بیداری مکرر
، و علایم ذهنی افسردگی بصورت سیری و خستگی از زندگی
بصورت فهرست وار :
اضطراب - غمگینی و نوسانات شدید غم و اندوه - اشکال در تمرکز – عدم
اعتماد بنفس - اشکال و تردید در تصمیم گیری ها - تضاد نسبت به فردی که از
دست داده – احساس گناه و تقصیر – کم خوابی و بدخوابی – دلسردی و بی علاقگی
و بی تفاوتی – کاهش قوا و میل جنسی – اختلال در خوردن و کم اشتهائی و بی
اشتهائی – احساس درماندگی – گریستن – نا امیدی و بدبنی – بیقراری ، حساسیت
زیاد ، تنش – خستگی و کاهش فعالیتها .
علل و عوامل افسردگی :
از
دست دادن موقعیت اجتماعی – درماندگی تلفیق شده - شرایط نامساعد و غیر قابل
پاداش محیطی – مورد توجه واقع نشدن و از دست دادن پاداشهای عادی روزمره و
در عوض قبول رول بیمار – از دست دادن معنا و مفهوم زندگی – خشم
درونگرائیده شده – از دست رفتن غریزه و معبود – نقصان حس اعتماد بنفس و
عدم توانائی در رسیدن به ایده آل های شخصی – اختلال در ارزیابی واقعی و
درک امور و ناامیدی – اختلالات عصبی فیزیولوژیکی – اختلال در امواج عصبی –
اختلال در تحریک پذیری سلسله اعصاب - اختلالات سیستم پاراسمپاتیک مرکزی
- عوامل ژنتیکی و ارثی - عللی است که مکاتب مختلف روانشناسی آنرا مطرح
نموده اند .
محیط های افسردگی زا
: انسان از دریچه نیازهایش با محیط ارتباط برقرار می کند . محیط برآورنده
نیاز به فرد احساس رضایت ، خوشایندی و اعتماد بنفس می دهد و بالعکس محیط
تعارض برانگیز و ایجاد کننده مانع بر سر راه نیازهای فرد افسردگی زاست .
محیط های متعصب فرهنگی که با نیازهای اساسی فرد در تعارض است ، محیط هائی
که مانع رشد اعتماد بنفس اشخاص می گردد . محیط های رانتی ، محیط های تزریق
کننده احساس گناه ، محیط های سفت و سخت سنتی ، محیط های فاقد عدالت
اجتماعی ، محیط های یکنواخت و فاقد محرک ، محیط های بی نظم برای شخصیتهای
منظم و مرتب ، محیط های پر جمعیت و انبوه ، محیط هائی که نور کافی ندارند
مثل آپارتمانهائی که پرده های آن بروی آفتاب کشیده باشند یا کشورهای
اسکاندیناوی که آفتاب خوبی ندارند همه افسردگی زا هستند .
درمان افسردگی :
محیط درمانی
: محیط افسردگی زا از تامین حس اعتماد بنفس کامل شخص ناتوان است و باعث
تخریب و زوال تدریجی آن می شود در واقع با تحریک مداوم تعارضات درونی و
عواطف فرد مستعد امکان افسردگی برای فرد فراهم می گردد . بنابراین بازسازی
محیط بیمار ضروری است ، همچنین اطرافیان فرد باید چند نکته را در نظر
داشته باشند : 1- درک اینکه شخص افسرده واقعا می رنجد و برای او آزار
دهنده است و نیرنگ نیست حتی اگر با خشم و بهانه گیری همراه باشد . 2- بجای
اظهار تاسف که اعتماد بنفس وی را بیشتر کاهش می دهد باید رفیق او شد . 3-
امید را باید با واقع بینی برای او فراهم ساخت و از امیدهای واهی پرهیز
کرد .
روان درمانی :
رواندرمانی یعنی راهی برای رهائی عواطف و احساسات ، رواندرمانی یکسری
ارزیابی از احساسات و عواطف فرد در پرتو دانش و آگاهی روانشناختی است . در
رواندرمانی به حل تعارضات روحی بیمار و همچین بازسازی اعتماد بنفس تخریب
شده وی می پردازیم ، در رواندرمانی روانکاو و روانشناس بالینی با احساس
همدلی ( که با همدردی و اظهار تاسف متفاوت است ) و با تکنیکهائی تلاش می
کند احساس حقارت و احساس گناه و درماندگی بیمار افسرده را از بین ببرد .
رفتار درمانی
: که بیشترین تکیه بر درمان علایم و نشانه های بیماری مریض بوده و در آن
از قوانین بازتابهای شرطی یا بر اساس فرضیه های تشویق - تقویتی استوار است
استفاده می گردد .
الکتروشوک درمانی : که بیشتر در درمان افسردگی های شدید مقاوم به محیط درمانی و رواندرمانی و دارودرمانی استفاده می گردد .
دارو درمانی
: دارو درمانی وقتی بکار گرفته می شود که محیط درمانی و رواندرمانی به
تنهائی نتواند مشکل را برطرف نماید یا برای فرد ممکن نباشد . برای درمان
افسردگی از داروهای سه حلقوی مثل ایمی پرامین ، آمی تریپتیلین ،
نورتریپتیلین ، تریمی پرامین ، .... و داروهای جدید تر مثل فلوکسیتین
استفاده می شود اگر افسردگی همراه با اضطراب و بی خوابی باشد از داروهای
آرامبخش مثل بنزودیازپین ها ( لورازپام ، دیازپام ، اکسازپام ، ...) نیز
بصورت کمکی استفاده می شود .
پاكزاديان
روانشناس باليني
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه
1389/04/20ساعت 16:35 توسط :: بهار ::
12.00
تصویر ذهنی شکلی
ثابت است که در عمق ذهن قرار میگیرد تا در زمان مطلوب آشکار گردد.برای اشکار شدن
افکار و تصاویر ذهنی خود خوب است داستان و
سناریویی را درست کنید و خودتان کارگردانش باشید .آنچه در ذهنتان مجسم کرده اید بر
ضمیرتان بتابانید پس از مدتی این روش میتواند نتیجه بسار خوبی بدهد و آنچه را که
در باطن خود مشاهده کردید سرانجام بر روی پرده واقیعت منعکس میشود وآنچه پیدا نیست
آشکار میشود.
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه
1389/04/20ساعت 16:19 توسط :: بهار ::
12.00
نگویید مرگ بگویید
زندگی
ویکتورهوگو
در فرانسه رسم است
که در نخستین ماه خزان از ساکنان وادی خاموشان یاد میکنند و از همین رو بر سر
گورها گل میگذارند وگورستان ها را غرق در تاج های گل میسازندو در کلیسا ها واعظان
برای آرامش روح درگذشتگان دست به دعا می دارند.
شاید اگر کسی این
گفته مسیح را باور داشته باشد که (( من رستاخیز و حیات هستم و کسی که به من ایمان
بیاورد هرگز نخواهد مرد و مومن اگر هم بمیرد باز هم زنده خواهد ماند)) در آن صورت
دیدگاهش نسبت به مرگ تغییر خواهد کرد.
شاید باشند کسانی
که قلبشان به نور ایمان روشن نشده باشد و این سخنان را باور نکنند. ولی دست کم این
را میتوان پذیرفت که هر جا عشق باشد خدا نیز همانجاست و همین کافی است تا به گفته
ویکتورهوگو شاعر و نویسنده معروف فرانسوی در این مورد استناد کنیم که چه خوش سروده
: ((نگویید مرگ بل بگویید هستی! ))
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه
1389/04/20ساعت 16:5 توسط :: بهار ::
پارانویا، بیماری توهم
بیمار مبتلا به پارانویا دائم به این فکر است که دیگران در صدد تجاوز به حریم و یا صدمه زدن به او هستند.
پارانویا، در تعریف عام آن، حالتی است که شخص در آن با اهمیت فوق العاده و
خارج از اندازه ای که به سلامت جانی و مالی خود میدهد، خود را شکنجه
میدهند. این گونه از افراد مدام در این فکر هستند که عواملی انسانی، طبیعی
یا ماورا طبیعی خودشان، دارایی و افراد خانواده شان را تهدید میکنند و
همه، در فکر توطئه چینی بر ضد آنها هستند.
امیل کریپلین (Emil Kraepelin 1929-1856) روانشناس آلمانی، در تلاش
اولیه خود برای دسته بندی بیماریهای روانی، از اصطلاح پارانویای مطلق برای
شرح حالت روانی ای استفاده کرد که توهم، جزء اصلی آن باشد اما این توهم
هیچ صدمه و زوال آشکاری به سلامت عقل شخص وارد نکند و نشانه بیماریهای
دیگری چون جنون زودرس (یا dementia praecox) ، که اصطلاح قدیمی بیماری
شیزوفرنی است، در آن نباشد.
پارانویا، در معنای اصیل یونانی خود، به معنای دیوانگی است (پارا
para = خارج و نوس nous = عقل). کریپلین با استفاده از این ریشه لغوی،
نامی برای تشخیص افکار توهمی به وجود آورد.
بنا به تعریف او هرگونه افکار توهمی، بدون احساسات خودآزارانه، در این
دسته میگنجند. برای مثال کسی که دچار این توهم شده است که یک شخصیت مهم
سیاسی یا ادبی است، میتواند در دسته مبتلایان به پارانویای مطلق بگنجد.
هرچند که اصطلاح پارانویای مطلق دیگر چندان استفاده ندارد و
اصطلاح اختلال توهم یا Delusional disorder جایگزین آن شده است اما جدیدا،
از این لغت برای شرح حالتی به کار میرود که شخص مبتلا به آن، از توهمات
خود بسیار آزار میبیند زیرا
1- این شخص تصور میکند که صدمه یا حادثه آزار دهنده در حال رخ دادن است یا قرار است رخ دهد.
2- شخص تصور میکند که شخصی قصد آزار و صدمه رساندن به او را دارد.
مثالهایی از پارانویای بالینی
به طور کلی و با استفاده بی قید و شرط از اصطلاح پارانویا، میتوانیم
بگوییم توهمات پارانویید میتوانند شامل مواردی چون اینکه شخص تصور میکند
تحت تعقیب است، مسموم شده است یا شخصی بسیار مهم (مانند یک شخصیت سینمایی،
سیاسی یا ورزشی)، دورادور عاشق اوست. چنین توهماتی به عنوان جنون جنسی نیز
شناخته میشوند.
توهمات پارانویید معمول دیگر شامل این باور است که شخص خود را
مبتلا به بیماریی تخیلی یا آلودگی انگلی میداند، یا اینکه باور دارد
ماموریتی ویژه داشته و یا اینکه برگزیده خداوند است، یا اینکه اعمال وی
توسط نیرویی خارجی کنترل میشود.
بسیاری از حکام مستبد، به پارانویا مبتلا بوده اند. برای مثال
استالین (Stalin) نمونه بارزی از شخص پارانویید بوده است. این مورد
میتواند سوال خوبی را به وجود بیاورد که در مورد استالین، در واقع دشمنان
زیاد او توهم نبودند.
آیا این ممکن است که داشتن دشمنان زیاد، برای ابتلا به پارانویا کافی
نیست؟ این مبحث، موجب بروز مباحث فلسفی فراوانی شده است که به این لطیفه
نیز منجر شده است:
" اینکه تو پارانویا داری دلیل نمیشود که کسی آن بیرون نخواهد تو را بکشد."
بروز پارانویا در فرهنگ عمومی
در فرهنگ عامه امروز، پارانویا اشکال و روشهای مختلفی برای ابراز خود پیدا کرده است از جمله :
• اعتقاد به اینکه قدرت خاصی دارند یا در یک ماموریت مخصوص هستند (هذیان عظمت)
• تئوری ئوطئه یا اعتقاد به اینکه اخبار و وقایع کاملا نامربوط، درواقع اجزا یک نقشه بزرگ و توطئه آمیز هستند.
• تعقیب شدن توسط دشمنان قدرتمندی چون تروریستها، بشقاب پرنده، سازمانهای مخفی یا شیاطین
• کنترل افکار توسط اشعه نامرئی و دستگاههای پیشرفته
• ترس از مسموم شدن و اعتقاد به اینکه بعضی مواد غذایی اصولا برای مسموم کردن بشر ساخته شده اند (مانند قند مصنوعی و آبهای معدنی)
درمان پارانویادرمان پارانویا بیش از هرچیز با رفتار درمانی
(behavior therapy) انجام میشود که هدف آن کاستن از حساسیتهای فرد مبتلا،
نسبت به انتقادها و همچنین تقویت تواناییهای اجتماعی او است. سر و کار
داشتن با افراد پارانیید بسیار مشکل است زیرا بسیار زودرنج هستند و
رفتارشان معمولا خصمانه است و از نظر احساسی بسیار بسته و نسبت به هر
فعالیتی بی میل هستند.
به همین دلیل، درمان این مشکل، از پیشرفت کندی برخوردار است.برای
درمان این افراد باید کوشش شود که در ابتدا چرخه شک و تردید او شکسته شود
و او با تمرینهای آرامش بخش و روشهای کنترل اضطراب، از حالت انزوا خارج
شود و کمکم با کمک پزشک و اطرافیان خود، تغییراتی اساسی در رفتارهای خود
به وجود آورد.
nmha.org , wikipedia.org
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه
1389/04/20ساعت 3:30 توسط :: بهار ::
با چند روش ساده می توانید به سلامت جسمی و روحی خود كمك كنید
1. رؤیاها نیازهای واقعی ما را آشكار می كند. خاطرات خود را در مورد
رؤیاهای تان بنویسید: شخصیت ها، اتفاقات، هیجانات، نشانه ها و احساسی كه
بعد از بیدار شدن دارید. ر ؤیاهایتان را تحلیل كنید و ببینید آنها به شما
چه می گویند.
2. طی دورانی كه تحت فشار روحی هستید با این كار به
خود كمك كنید: نفس عمیقی بكشید و به خود بگویید" من آرامش و كنترل عواطف
را در خود احساس می كنم." اگر این كار به طور منظم تكرار شود ، اثر مثبت
خواهد داشت.
3. افكار خود را از موقعیت كنونی خود دور كنید و به
راه های كمك به اطرافیان خود بیندیشید . سعی كنید حتی برای یك بار در روز
هم كه شده یك كار نیك انجام دهید . شما با بهبود وضع اطرافیان و ایجاد
شادی در اطرافتان به تحول در وضع خود هم كمك می كنید.
4. ورزش كنید تا عقلتان فاسد نگردد.
5. سلامت فكر و روح هر كس بستگی به این دارد كه تا چه حد می تواند با اطرافیان خود رابطه عمیق و پایدار برقرار كند .
6. سلامت روانی شما دقیقاً بستگی دارد به این كه تا چه حد می توانید
كسانی را كه با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رسانده اند ، به راحتی
ببخشید.
7. آسایش دو پایه دارد: آرامش جسم و آرامش روان.
8. آن كس كه تنی سالم دارد گنجی دارد و خودش نمی داند.
9. آن كه تندرستی دارد امید دارد و آن كه امید دارد همه چیز دارد.
10. اگر آسایش روحی می جویی هیچ جانداری را خود یا به دست دیگری بی جان مكن و یا به كشتن او رضا مده.
11. اولین اغفال سیگار این است كه هنگام كشیدن آن درعین بیكاری تصور می كنیم كاری انجام می دهیم.
12. به سلامت خود بیش از شغل اهمیت دهید.
13. بهترین خدمتگزار صدیق برای سلامتی بدن فراغت خاطر و آسایش روح است.
14. تمام دردهای جسمانی از خواهش های بی جای نفسانی تولید و به وجود می آید.
15. چهار چیز قوه باصره را زیان رساند: طعام شور خوردن، آب سوزان بر سر ریختن و به چشمه آفتاب نگریستن و روی دشمن دیدن.
16. حمام گرفتن به اندازه چهار ساعت خواب در رفع خستگی مؤثر است.
17. قدر دو چیز فقط موقعی دانسته می شود كه از دست می دهیم: تندرستی و جوانی.
18. هیچ چیز بر صحت انسان بیشتر از آن صدمه نمی زند كه غذا بر روی غذا تناول نماید.
19. یك آدم خوشخو و خنده رو با اشتهای بهتری غذا می خورد.
منبع:تبیان
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه
1389/04/20ساعت 2:38 توسط :: بهار ::
را ه های به دست آوردن آرامش
1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه كنید.
2-
دست كم روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز
چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره ی آرامش است، با زور نمی توان آن
را ایجاد كرد، باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان
دارد دست كم روزی یك ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.
3- افراد آرام به خود می گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگی لذت می برند.
4- وقتی احساس می كنید كه سرتان پر از فكرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاك كنید.
5-
اگر نتوانید كسی را ببخشید، افكار خشمگین تان شما را برای همیشه با این
افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن دیگران، باعث آرامش می شود.
6- آرامش را از كودكان بیاموزید، ببینید كه چگونه در همان لحظه ای كه هستند، زندگی می كنند و لذت می برند.
7- از همان كه هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می كنید.
8- هرچه اكسیژن بیشتری به شما برسد، آرام تر خواهید شد، خوب است در محل كار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.
9- مهم نیست كه با شما مؤدبانه برخورد كنند یا نه، برخورد مؤدبانه ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.
10-
سرعت حركت شما با احساستان رابطه ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حركات
بدن خود را آرام تر كنید، طولی نمی كشد كه آرام خواهید شد. گاهی می
توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بكشید، عضلات خود را شل كنید و به هیچ
چیز فكر نكنید.
11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش
را به جمع منتقل كنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید كه با صدای بلند
صحبت كند؟
12- با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید.
13- راحتی، یكی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب، صندلی راحت و لباس و كفش راحت.
• هر چند وقت یك بار ساعتتان را کنار بگذارید و خود را از فشار زمان نجات دهید.
• در آوردن كفشها به كاهش فشار عصبی كمك میكند.
• فشردن یك توپ كوچك، تنشهای عصبی را كه در انگشتان و دستهای شما متمركز شدهاند، خالی می كند.
• لباسهای گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می شود.
14-
لحظه های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم بگیرید، سپس
بیشتر وقتها آنها را به یاد آورید و درباره شان فكر كنید و لذت ببرید.
15-
هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می شوند، مسافرت به
سواحل دریا را فراموش نكنید. تماشای ماهی ها مثل خیره شدن به دریا، در
شما ایجاد آرامش می كند، زیرا ماهیها آرام شنا می كنند و آرام تنفس می
كنند.
16- آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فكری و احساس آرامش خواهد شد.
17- برای تأثیر بیشتر و رسیدن به آرامش، در خود متمركز شوید و آرام نفس بكشید.
18-
تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید، این كار خود به خود ضربان
قلب و تنفستان را كم می كند و به شما اجازه میدهد، ذهن و فكرتان را از
بسیاری مسائل پاك كنید.
19- اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند
باشید، به یكی از با افتخارترین روشهای رسیدن به آرامش خاطر رسیده اید،
آنگاه می توانید بگویید، الا بذكر الله تطمئن القلوب . اگر از خدا دور افتادهاید، اكنون زمان آشتی است. داشتن یك تكیه گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش می شود.
20- احساسات و مشكلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس كنید.
21- یكی از مهمترین مهارتها در آرام بودن، فكر نكردن به مسائل كوچك است، دومین مهارت، كوچك شمردن تمام مسایل است.
22-
شاد كردن دیگران، موجب آرامش می شود. نمی دانید چه لذتی دارد پول
رستوران امشب را با توافق سایرین به یك كارتن خواب هدیه دهید. قدردانی
كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف كه وظیفه
نیست!
23- اگر می دانستید كه : «سیگار كشیدن + ورزش نكردن = ا سترس ، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی كشیدید و ورزش كردن را به تعویق نمی انداختید.
منبع : اینترنت
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه
1389/04/20ساعت 2:32 توسط :: بهار ::
همسر افسرده
گفتگو با دکتر محمد مجد روان پزشك و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه ایران
گاهی در زندگی مشترک اتفاقاتی رخ می دهد که به آسانی قابل حل نیست و گهگاه به جدایی همسران منجر می شود.
یکی از اتفاقات ناخوشایند این چنینی، ابتلای یکی از زوجین به بیماری
افسردگی است که تنها با همکاری بیمار برای درمان و همچنین درک متقابل طرف
مقابل قابل کنترل و درمان است. در این باره با دکتر محمد مجد، روان پزشك و
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران گفتگویی انجام داده ایم که خلاصه
ای از آن را می خوانید....
سوال: آقای دکتر! افسردگی بیشتر سراغ خانم ها می آید یا آقایان؟
تحقیقات نشان می دهد که آمار زنان مبتلا به افسردگی دو برابر مردان است و
حتی خانم ها بیشتر به فکر درمان بیماری خود هستند و به روا ن پزشک مراجعه
می کنند اما درجات بالایی از افسردگی نیز با آقایان مرتبط است و جالب است
بدانید که افراد متأهل بیشتر از مجردها افسرده می شوند.
سوال: افسردگی هر یک از زوجین چه تاثیری بر زندگی مشترک شان دارد؟
متاسفانه زمانی که یکی از زوج ها در زندگی مشترک دچار افسردگی می شود، این
بیماری روی همه جنبه های زندگی مشترک تأثیر می گذارد، به طوری که گاهی
رابطه آنها به حدی آسیب می بیند که ادامه زندگی ناممکن است اما از طرفی یک
رابطه خوب می تواند روند درمان را کوتاه تر کند.
در عین حال، اغلب افرادی که افسرده هستند، به مرور زمان تمایل خود را به
رابطه زناشویی از دست می دهند اما همه این مشکلات با بهبود بیماری افسردگی
به مرور زمان و به کمک مشاور، حل خواهد شد. حتی می توان گفت که ایجاد
علاقه مجدد به برقراری رابطه زناشویی یکی از علایم اولیه بهبود بیماری است.
سوال: این بیماری با چه علایمی بروز می کند؟
برخلاف باور عموم، افسردگی تنها گریه کردن نیست بلکه کاهش یافتن احساسات است. بنابراین اگر همسر شما از افسردگی رنج می برد،
لزوما او را در حالت گریه کردن مشاهده نخواهید کرد بلکه علایم خستگی مفرط،
بی حوصلگی، منزوی بودن یا احساس درهم شکستن را در او خواهید دید.
حتی تغییر رفتاری بدون علت، کناره گیری از برقراری ارتباط، فکرهای بی اساس
یا هراس که به طور روزافزون آشکار است و یا عدم رسیدگی به وضعیت ظاهری و
بهداشت فردی از دیگر نشانه های ابتلا به افسردگی در یکی از زوجین است.
سوال: در این بین همسر فرد افسرده باید چگونه رفتار کند؟
برای قدم اول، اگر همسر یک فرد افسرده هستید نباید طوری وانمود کنید که
شرایط همسر بیمارتان را کاملا درک می کنید و باید واقع گرایانه رفتار کنید
تا فرد بیمار مطمئن شود تمام تلاشتان را برای درک شرایط وی خواهید کرد.
البته بسیاری از مواقع احساس می کنید که تلاش تان
به هیچ جایی نمی رسد اما مطمئن باشید که اظهار محبت دایمی بالاخره تأثیر
خود را می گذارد و می توانید به همسرتان ثابت کنید که برای درمان اش حاضر
به انجام هر کاری هستید. مثلا می توانید با استفاده از کلمات محبت
آمیز مانند عزیزم قبل از شروع جملات و یا با هدیه خریدن به همسرتان نشان
دهید که بیماریش ذره ای از احساس شما نسبت به او کم نکرده است. در این
شرایط فرد بیمار سعی می کند به درمان خود کمک کند اما نباید انتظار داشته
باشید که به سرعت تلاش های تان نتیجه بدهد. از طرفی، گاهی آقایان از
افسردگی همسرشان خسته و کلافه می شوند و از الفاظی همچون روانی، افسرده و
... برای توهین به طرف مقابل استفاده می کنند و همین موضوع موجب می شود که
فرد افسرده از درمان اجتناب کند زیرا اگر برای درمان به روان پزشک مراجعه
کند به این معنا است که بیماری خود را پذیرفته و توهین ها را قبول کرده
است و به دلیل لجبازی با خود و حتی همسر خود ابتلا به افسردگی را انکار می
کند. گاهی نیز دیده می شود که فرد افسرده به تنهایی و بدون اطلاع همسرش به
روان پزشک مراجعه می کند و به دلیل ترس از سرزنش های همسرو اطرافیان به
تنهایی روند درمان را طی می کند اما در این بین موثرترین روش درمانی، زوج
درمانی است که کمک زیادی به بهبود سریع فرد می کند.
سوال: بیشتر در این خصوص توضیح می دهید؟
بله؛ یکی از موثرترین روش ها برای درمان افسردگی زوجین، شرکت در جلسات درمانی مشترک است.
به این معنا که زن و شوهر با هم در جلسات درمانی شرکت کنند و راهکارهای
پزشک معالج را به کار ببرند. به این روش زوج درمانی گفته می شود. در واقع
فرآیند زوج درمانی شامل یک جلسه مشترک با حضور زن و شوهر و یك روان درمان
گر است و هدف در زوج درمانی كمك به زنان و مردان است تا همدیگر را بهتر
درك كنند و با همکاری یکدیگر بیماری را از بین ببرند.
سوال: مسری نیست؟ منظورم این است که آیا ممکن است بر اثر زندگی با یک فرد افسرده، دچار افسردگی شویم؟
البته زندگی با یک فرد افسرده خسته کننده است و به همین دلیل همیشه توصیه می شود که به فکر خودتان هم باشید.
مثلا می توانید با دوستان تان قرارهای دسته جمعی بگذارید و برای مدتی دور
از هیاهوی بیماری همسرتان باشید تا از رسیدگی به وضعیت او ناامید نشوید
زیرا بیماران مبتلا به افسردگی ترجیح می دهند که در خانه بمانند و هیچ
کاری انجام ندهند و اگر شما هم بخواهید این کار را انجام دهید ممکن است
خودتان نیز دچار مشکل شوید.
سوال: تحقیقات اخیر نشان می دهد که افسردگی در زنان می تواند حاصل زندگی با شوهران پرخاشگر باشد. همین طور است؟
کاملا درست است. بر اساس تحقیقات انجام شده زنان بیشتر از مردان دچار
افسردگی می شوند و این افسردگی می تواند حاصل زندگی با شوهران عصبانی،
پرخاشگر و تندخو باشد و حتی خشونت شوهران به میزان قابل توجهی، علایم
افسردگی را در همسران آنها افزایش می دهد اما عکس این موضوع صدق نمی کند.
سوال: چگونه می توان به همسر افسرده کمک کرد تا مراحل درمانی را پشت سر بگذارد؟
این به شدت بیماری و میزان پذیرش بیمار بستگی دارد؛ چرا که به علت انگ زدن
اجتماع و افراد، انکار بیماری توسط بیمار امری عادی است. ابتدا باید
اطلاعاتی درباره این بیماری به دست بیاورید و بگذارید همسرتان بفهمد که
متوجه مشکل او شده اید و هرگز با گفتن «افسرده نباش» او را خوار نکنید؛
بلکه برای حریم او احترام قایل شوید. از طرفی فرد افسرده شباهت زیادی به
یک فرد معتاد دارد، یعنی قبل از این که بخواهید کمک اش کنید،
او باید این کمک را قبول کند و هرگز نباید با او مانند یک کودک بیمار
رفتار کنید و تمام مسوولیت ها را به عهده بگیرید یا وضعیتی ایجاد کنید که
او همچنان افسرده بماند و کمک نخواهد، بلکه باید تعادلی بین حفظ حریم او و تشویق او به درمان بیماری ایجاد کنید.
فقط باید فرد افسرده را متقاعد کنید که نزد یک پزشک برود.
در واقع، تنها پزشک می تواند ماهیت بیماری را تشخیص داده و درمان را آغاز
کند اما توصیه می کنم که هرگز بدون موافقت اش از دکتر وقت نگیرید و فقط به
او یادآوری کنید که رنج کشیدن هیچ فایده ای ندارد و مطمئنا برای ناراحتی و
بیماری اش چاره و علاجی وجود دارد و متخصصانی هستند که می توانند به او
کمک کنند. در عین حال، حتما به او پیشنهاد دهید که او را همراهی خواهید
کرد زیرا از این طریق ثابت می کنید که به او توجه دارید.
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه
1389/04/20ساعت 2:18 توسط :: بهار ::